FEAR CLUB
#ژانر #ترسناک
سلام رفقا یه فیلم با موضوعی جالب در ژانر ترسناک آوردم براتون ولی سیزدهم ژانویه ۲۰۲۳ در آمریکا اکران میشه☺️
مگان (به سبک M3GAN یا MΞGAN) یک فیلم ترسناک علمی-تخیلی آینده به کارگردانی جرارد جانستون بر اساس فیلمنامه ای از آکلا کوپر و داستانی از جیمز وان است. آلیسون ویلیامز و رونی چنگ در کنار ویولت مکگرو، برایان جردن آلوارز، آرلو گرین، جن وان اپس، استفان گارنو-مونتن، مایکل ساکسنته و کیمبرلی کراسمن در نقشهای فرعی بازی میکنند
#فیلم #ترسناک #مگان
سلام بر رفقا . یه فیلم خوب و هیجانی دیگه آوردم براتون / لایک و کامنت یادتون نره ❤😍😘
شیون (۲۰۱۶)
The Wailing
کارگردان: نا هونگ-جین
بازیگران: جین کونیمورا، کواک دو-وان
امتیاز راتنتومیتوز: ۹۹ - امتیاز متاکریتیک: ۸۱ - امتیاز آیامدیبی: ۷/۴
میدانید چه چیزی بهتر از «خاطرات قتل» (بونگ جون هو) است؟ بله، «خاطرات قتل» با عناصر ماوراطبیعه! شیطان چنان سابقهی بلند و بالایی در گرفتن جان انسانها دارد که در این راه، ترفندهای زیرکانهای برای پنهان کردن ردپایش یاد گرفته است.
بنابراین وقتی خدمتکاران شیطان روستای محل وقوع اتقافات «شیون» را بهعنوان قربانی انتخاب میکنند، از چنان متودهای اسرارآمیزی برای گسترش فساد و شرارت و خصومت استفاده میکنند که قهرمانان را در تلاش برای متوقف کردن آنها دچار دردسر میکنند؛ قضیه فقط یک معمای قتل سخت تیپیکال نیست؛ قضیه این است که کاراگاهان تا حالا چیزی شبیه به آن ندیدهاند؛ آنها برای سر در آوردن از شرارت آبزیرکاه و غیرقابلهضمی که احاطهشان کرده است سرگردان میشوند و در تحقیقاتشان به بیراهه کشیده میشوند.
شخصیت اصلی فیلم یک افسر پلیس محلی به اسم جانگ گو است. ماجرا از جایی آغاز میشود که یک روز جانگ گو به یک صحنهی جرم احضار میشود. جایی که میفهمیم مردی با پوست تاولزده و ملتهب و چشمانی سفید و بیحرکت، همسرش را بهطرز فجیعی با چاقو به قتل رسانده است.
این پایان کار نیست و این قتلهای خونین سریالی در روستا به یک اپیدمی تبدیل میشوند. یک روز نمیشود که بدون پیدا شدن جنازهی تکهوپاره قربانی جدیدی به پایان برسد. از قضا همهی قاتلان یکی از اعضای خانوادهی قربانیان هستند که تا دیروز اصلا به نظر نمیرسید قادر به انجام چنین عمل شنیعی باشند، اما حالا یکدفعه به خودشان آمده و خانوادهشان که به دست خودشان سلاخی شدهاند را پیدا میکنند.
در ابتدا جانگ گو و همکارانش به این نتیجه میرسند که شاید قاتلان به خاطر خوردن قارچ سمیای-چیزی کنترل خودشان را از دست دادهاند، اما در ادامه پای خرافات و جن و ارواح خبیث و شیاطین به میان باز میشود. اولین مضنون جانگ گو هم یک غریبهی ژاپنی است که بهتنهایی در بالای یک تپه زندگی میکند.
مقالات مرتبط
نقد فیلم The Wailing - شیون
مردم فکر میکنند این غریبهی ژاپنی دستش با شیطان توی یک کاسه است و با طلسم کردن مردم، آنها را قربانی اربابش میکند. جانگ گو که هیچ سرنخی به جز این ندارد و دخترش هم به یکی از تسخیرکنندگان پیوسته، تصمیم میگیرد ته و توی این شایعات را در بیاورد.
تا ببیند آیا پای شخص شیطان به روستا باز شده و ارواح در میان انسانها رفتوآمد میکنند یا اینکه این مرد ژاپنی فقط به خاطر غریبه بودنش مورد غضب و بدگمانی مردم روستا قرار گرفته است. فیلم شیون را میتوانیم از جمله بهترین فیلم های ترسناک بدانیم.
اگر در جریان پردهی اول این فیلم دو ساعت و سی دقیقهای، آن را با یک کمدی پلیسی اشتباه بگیرید تعجبی ندارد؛ جان گو و همکارانش بهگونهای که تداعیگر «خاطرات قتل» است، کاراگاهان دستوپاچلفتی و کودنی هستند که مجهز به تجربه و مهارت لازم برای رسیدگی به این پروندهی مرموز نیستند. بنابراین تماشای زهرهترک شدنها و گرخیدنهای قابلدرک آنها از رویاروییهایشان با اتفاقات ماوراطبیعهی روستا خندهدار است.
اما تا جایی که میتوانید بخندید. چون زمانیکه پروسهی تغییر نامحسوس حال و هوای فیلم به سوی دلهره و بیچارگی کامل میشود، نیروهای شیطانی بهشکلی در سراسر روستا ریشه دواندهاند و حتی به درون خود خانهی جان گو نفوذ کردهاند که کل روستا به بشکهی باروتی در انتظار انفجاری اجتنابناپذیر و فاجعهبار تبدیل میشود.
«شیون» درست مثل نیروهای نحسی که به تصویر میکشد، فیلمی است که بر محور پریشانی، آشفتگی و گمراهی حرکت میکند؛ فیلمساز با صبر و حوصله مقدمات یکی از تکاندهندهترین پایانبندیهایی که سینمای وحشت در سالهای اخیر به خود دیده است زمینهچینی میکند. درنهایت معلوم میشود در زمانیکه دنبالکنندگان شیطان هم کتاب مقدس را مطالعه کردهاند، نه عشق و نه ایمان کورکورانه برای نجات دادنمان از عذاب کافی نیست.
چیزی که «شیون» را به فیلم ترسناکی تبدیل میکند، جن و پری نیست، بلکه پرداختن به این حقیقت غیرقابلانکار است که انسانها دوست دارند باور داشته باشند که در کنترل هستند. که یک نقشه بزرگ و یک جیپیاس پیشرفته و یک چراغقوهی پرنور دارند که آنها را در تاریکی و پیچ و خم جاده هدایت خواهد کرد، اما دیر یا زود همهی ما در موقعیتی قرار میگیریم که میبینیم این حس کنترل توهمی بیش نیست. جانگ گو خودش را در چنین وضعیتی پیدا میکند. درحالیکه دخترش هرروز به مرگ نزدیکتر میشود، قهرمان ما خودش را در وضعیتی پیدا میکند که واقعا نمیداند باید چه تصمیمی بگیرد و نمیداند چیزی که میبینید را باید باور کند یا نه.
آیا مرد ژاپنی پشت تمامی این اتفاقات است؟ آیا او یک شیطان است؟ آن جادوگر محلی دوست است یا دشمن؟ آن موجود مُردهخواری که عدهای برخورد با او را گزارش کردهاند چه چیزی است؟ آیا همهچیز زیر سر مواد مخدر ناشناسی است که به این قتلها منجر شده؟ ما هیچوقت جواب دقیقی دریافت نمیکنیم. اهمیتی هم ندارد. اصلا معمای فیلم این نیست که چه کسی مسبب تمام این اتفاقات است. حرف فیلم این است که ببینید وقتی ما نمیتوانیم چیزی را درک کنیم، چگونه ترسها و نگرانیهای خودمان را به آن نسبت میدهیم. حقیقت اهمیت ندارد. ما چیزی که دوست داشته باشیم را باور میکنیم.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Website
Address
Seattle, WA