Mir Rolodex

Mir Rolodex

Share

02/05/2026

ناگفته های مهاجرت؛ دروغهایی که همه ناگفته گفته ایم.

مسیر مهاجرت مسیر پر چالش و دردناک است، این مسیر را بعضا خوشایند و در اکثر مواقع رونمایی جلوه های خوشایند با انعکاس عکسهای مجلل معرفی کرده ایم.
باید بیان نمایم که مهاجرت، بیش از آن‌که یک تجربه درونی باشد، در بسیاری از موارد به یک نمایش اجتماعی تبدیل شده است؛ نمایشی که تصویر جای واقعیت را گرفته است.
این امر پدیده های اصلی قابل بحث (معنوی،شخصیتی،فامیلی،اجتماعی…) را از مسیر اصلی جدا و غیر قابل مناقشه ساخته است. در این مسیر، چه با شوق و یا هم احساسات، مانع پیامهای واقعی اجتماعی و انعکاسهای فرایند این مهاجرت را در دود ملاحظات لحظه وی کرده و چشمنداز نگرش به درون را قطعا زیر سوال برده است. اینکه، نگرش ما به اطراف در قالب خوشی و خوشخالی از کدام منظر بوده و سهم ما در این فحوا چگونه تعریف شده، سوالیست که هرکدام مان باید جواب داد.
وقتی در محیطی داخل میشویم، تصور کنید چه چیزی را در نگاه اول به ذهن منعکس میکنیم؟ سردی و گرمی محیط شاید در اولین نگاه، جذابیت محیط در نگاه دومی، تقابل مابا محیط اولی، ویا هم نگاه منحصر به فرد مان از اوضاع حالات برای انعکاس های بعدی زندگی دنیای فضای اجتماعی. تا حال آنچه بیان کردم، مطمنا برای شما واضح و قابل درک نبود. آنچه خواندید، یک دید فلسفی اجتماعی از هنجارهای مسافرت بود. برای رفع خاطر شما، بیایید یک مثال بیارم تا بیشتر متوجه شویم که چه میخواهم بگویم.

روز قبل اتفاقا با دوستی ملاقات کرده که از شهر نیویارک باز گذشته بود. در جریان مکالمات رفیقانه، خواستم بدانم این رفیق مان از دیدن شهر نیویارک چه حسی داشته و برداشت ذهنی و تصویری وی‌از این شهر بر اولین بار چه بوده. بعد از اندکی تمرکز رفیق مان گفت “ولا نمیدانم”، ناچار کنجکاو شدم بدانم چرا یک شخصی با همه شوق و علاقه و سفر ۱۰ ساعته نمیداند احساسش را بیان کند. ناچار کمی جستجو کردم، دیدم به عجله کوشش میکند عکسهای تیلفونش را برایم نشان دهد که کجاهایی رفته و چه دیده است.
با این نگاه متوجه شدم، این بنده خدا در همین ۱۲ ساعت سفر مصروف شبکه های اجتماعی بوده و متباقی در گذاشتن سلفی ها، نمایه های نمایشی شبکه های اجتماعی و متباقی را در گرفتن عکس و فلم سپری کرده.

این مثال صرفاً نقد سفر یا گردشگری رفیقمان نیست، بلکه نشان‌دهنده پیش‌درآمد یک ذهنیت مهاجرتی است که در آن ثبت تصویر و نمایش بیرونی، جای تجربه درونی را گرفته است.
با این حال، سوالی ذهنم را مشغول خود ساخت، آیا انتهای مهاجرت و بعد سفر به دور محیط یگانه هدف دارد و آنهم گذاشته عکسهای که بتواندتوجه یک تعدی را ناآگاهانه جلب کند و سبب ناراحتی های ذهنی شود؟ مسیر و بستر زندگی محاجرتی اکثر مان بر نمای های غیر حقیقی استوار است.
ما، از جمله خود من، ناخواسته در بازتولید این نماهای غیرحقیقی سهم داشته‌ایم و کمتر به این پرسیده‌ایم که چه چیزی را واقعاً زندگی می‌کنیم و چه چیزی را فقط نشان می‌دهیم.
آنچه در دنیای واقعی داریم، سخنگوی اکثر زندگی دنیای فضای اجتماعی مان نیست و منعکس کننده فحوای مدیریت مادی و معنوی ما نبوده. آنچه شما و اطرافیان را برای مدتی در خوشی و حسادت ها غرق میکند برای روز بعد بیانگر واقعیت عینی شما نیست. پس، آنچه به بیرون پیشکش میکنیم باید حقیقی و عینی باشد.

آنچه زندگی‌امروزی ما را تسخیر کرده، همان نمایه های دلکش و در عین حال غیر واقعی هستند که فضای خوشی های حقیقی اکثر مان را زیر شعاع خود قرار داده است. امروزه، آنچه به بیرون پیام میدهیم محبت، صمیمیت، دوستی‌و احترام است در حالیکه واقعیت کنج دلهای مان پر از کدورت، معاملات مان ریا، عکسهای مان نمایشی، و بلاخره زندگی مهاجرت و تعاملات اجتماعی مان دور از واقعیت ها. نمایه های زندگی بیرون را در بستر واقعیت عینی خود قرار دهیم ورنه شرایط ناگوار معرف زندگی درونی مان خواهد شد و ناچار به سردرگمی اجتماعی رو خواهیم آورد. هدف از زندگی اجتماعی در دیار مهاجرت قطعا ثبات درونی، فکری، و روابط نیک باشد ورنه پایه های بی ثباتی فکری اجتماعی قطعا به سراغ مان خواهد آمد. حاصل میوه درخت را در بهار قطعا تعجب نیست، از درخت بپرسید فصل زمیتان را چگونه سپری کرده است. زندگی را برواقعیت هاب عینی خود استوار کنید نه بر اساس واقعیت های فلمی دیگران.

Want your organization to be the top-listed Government Service in Alexandria?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Category

Telephone

Website

Address


Alexandria, VA