Mustafa Aqeli
02/11/2021
چند نکتهی مهم در تحلیل سیاسی که در بسیاری از تحلیلهای تحلیلگران سیاسی لحاظ نمیشوند:
۱. فرمولهکردن مسله و استخراج پرسش اصلی که نشانگر هدف ماست، در روشنایی چارچوب نظری و یا مدل بررسی موضوع.
۲. ساختن فرضیه و جستوجوی شاخصهای عینی در روشنایی متغیرهای موضوع، در محدودهی زمانی و مکانی.
۳. گردآوری اطلاعات، شواهد و مدارک برای آزمون و بازآزمون فرضیه.
۳. ایجاد سطح تحلیل و تجزیه و تحلیل دادهها و اسناد در روشنایی چارچوب نظری (گاهی خود تئوری این کار را ساده میکند).
۴. آزمایش نتایج تحلیل با واقعیات سیاسی.
۵. ارائهی آن به عنوان تحلیل سیاسی در راستای شناخت سیاست و ارائهی راهحلها.
16/10/2021
آسیبشناسی تحلیل سیاسی در افغانستان
دوستانی که من دیدهام، دو جمله را زیاد به کار میبرند: "این نظر من است" و "تحلیل من چنین است". گر نیک بنگریم هردو بیپایه اند. اولی، زمانی درست و منطقی است که گوینده آن صاحبنظر باشد (صاحب صلاحیت علمی باشد)؛ که البته چنین فردی در کشور به سختی یافت میشود. دومی، زمانی درست است که یافتههای ما به عنوان تحلیلگر مبنی بر اطلاعات باشد و رابطه علی، همبستگی، و یا هرگونه رابطه دیگری که هدف ماست، نشان داده شود. زمانی که به وضعیت تحلیل سیاسی در جامعه نگاه میکنیم، هردو مسله را به روشنی میبینیم. چندتا از آسیبهایی که تحلیل سیاسی را دچار بیاعتباری میکنند، اینها اند:
۱. نبود فهم درست از تئوری و مدل در تحلیل سیاسی؛
۲. کاربستناپذیری و یا عدمتناسب مدلها و تئوریها با مسله سیاسی در افغانستان؛
۳. نبود اطلاعات دست اول (بیشتر اهل معلومات ایم تا اطلاعات)؛
۴. عدم دسترسی تحلیلگر سیاسی به روند تصمیمگیری؛
۵. نبود شناخت از بازیگران، میزان نفوذ، حوزه نفوذ و شدت نفوذ آنها؛
۶. نبود تشخیص ویژگیهای سیاسی بازیگران؛
۷. نبود شناخت مناسب از اهداف، نقش، جایگاه، و رابطه میان بازیگران؛
۸. عدم توجه به بسترهای تحلیل سیاسی؛
۹. نبود شناخت از خود تحلیل سیاسی (تحلیل سیاسی چیست و چرا تحلیل میکنیم)؛
۱۰. جابهجایی متغیرهای مستقل و وابسته و نبود شناخت از متغیرهای مداخلهگر و سایر متغیرها؛
۱۱. نبود طرح مسله در تحلیلها؛
۱۲. پیشداوری قومی و مذهبی در تحلیل سیاسی؛
۱۳. عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی؛
۱۴. ناممکن بودن کنترل متغیرها در علوم سیاسی؛
۱۵. عدم توجه سطوح تحلیل و گاهی جابهجایی آنها که به ابهام بیشتر منجر میشود؛
۱۶. ارائه راهکارهای دلبخواهانه و نه لزوما برآمده از نتایج تحلیل سیاسی؛
۱۷. ساختارمند نبودن زندگی سیاسی و در نتیجه پیشبینی ناپذیر بودن توافقات و رفتارهای سیاسی؛
۱۸. نبود تبیین درست اهداف و منافع بازیگران خارجی و نبود نیروی ترازوگری؛
۱۹. عدم درک نیازها و عدم تعادل در منافع بازیگران؛ و
۲۰. نبود شناخت کافی از اصول، اهداف، منافع، استراتژی، ابزار و اولویتهای سایر بازیگران.
اینها مهمترین آسیبی اند که نیاز به رفع آنها داریم.
دوماه است که وضعیت افغانستان را نظاره میکنم. تمامی تحلیلها، کموبیش این مسائل را در خود داشتند. اظهار نظرهای کممایه جای تحلیلهای علمی را گرفته است؛ هم در رسانههای جمعی و هم در رسانههای اجتماعی.
با مهر
هم در صحنهی عمل و هم در صحنهی نظر، کسانیکه رشتهی تخصصی خود را با دو دانش دیگر گره زدهاند، کاراتر اند. ترجیها تاریخ (تاریخ عمومی جهان و تاریخ کشور) و فلسفه (فلسفه علم و فلسفه زبان) را پیشنهاد میکنم. گرچه میتوان غیر از اینها (تاریخ و فلسفه) را نیز گزینش کرد.
۱. تاریخ؛ چون چگونگی شکلگیری دانش و کاربست آن را به شما نشان خواهد داد و زمینهی شناخت تاریخی شما را فراهم خواهد کرد.
۲. فلسفه؛ چون دیدگاه انتقادی را در شما تقویت خواهد کرد. همچنان در کنار آن، رابطهی اندیشه و زبان را نیز که در هر کنش نظرورزانه مهم پنداشته میشود، به شما نمایان خواهد ساخت.
با چنین روشی است که میتوان تخصصگرایی سادهلوحانه را تعدیل کرد، و جهان نظری (علم) را ساختارمند دید. پس می توان آن را نقد کرد، اصلاح کرد و دامنهی کاربست آن را گسترش/ کاهش داد.
نتیجهی چنین حرکتی، همانا تولید علم است. زمانیکه افراد زیادی بتوانند روابط علمی برقرار کنند، و نوشتههای همدیگر خود را نقد و بررسی کنند، جامعهی علمی شکل خواهد گرفت. شکلگیری جامعهی علمی، سرآغاز علمیشدن هر بعد جامعه است. از سیاست تا اقتصاد، از فرهنگ و هنر تا مسائل فنیتر.
با کمال احترام
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Contact the school
Telephone
Website
Address
کابل، سلیم کاروان
Kabul