Adeeb nawim

Adeeb nawim

Share

16/09/2022

تحول ماهیت تروریسم در جهان و افغانستان، پسا 11 سپتمبر
قسمت چهارم
دلایل تعیین مقام برای بقای گروه های تروریستی
اخیراً یک ادبیات تجربی از مدت زمان سازمان های تروریستی در حال ظهور است. در یک مطالعه اولیه در مورد طول عمر گروه ها، آقایان جونز و لیبیکی 648 گروه تروریستی را که بین سالهای 1968 تا 2006 فعال بودند را بررسی کرده، طول عمر گروه تروریستی در میان یافته های آنها، بقا در دوره پس از آن با افزایش سن گروه و افزایش کشندگی آن، به ویژه پس از 1990 افزایش می یابد. این مطالعه پیشگام از نگرانی های بسیاری رنج می برد: تنها اتكا به حملات تروریستی فراملی، استفاده از متغیرهای اقتصادی - اقتصادی كشورهای هدف، عدم اندازه گیری دقیق نقطه پایانی گروه ها و عدم وجود كنترل های تاكتیكی (به عنوان مثال تنوع حملات گروه ها و سهم آنها) حملات فراملی است. این کمبودهای خاص بعداً توسط نشریه بلومبرگ در نشر مقاله آقایان گایبلو و ساندلر در سال 2011 برطرف شد. اولاً، این مطالعات از نظر مدل انتخاب تروریست در میان تاکتیک ها و ملاحظات دیگر، مبانی نظری را فراهم می کند. دوم، این حملات شامل حملات تروریستی داخلی و فراملی هستند زیرا بیشتر گروههای تروریستی در هر دو نوع حمله انجام می شوند. ثالثاً، این مطالعات از متغیرهای اقتصادی و اجتماعی کشور-تروریست استفاده می کند، زیرا بقای گروه ها بیشتر به شرایط آموزش و پناهندگی بستگی دارد. چهارم، معیارهای تاکتیک های گروه ها گنجانده شده است. پنجم، داده های گروه با دقت تمیز می شود تا موارد تکراری و سایر نگرانی ها (به عنوان مثال نام های عمومی) از بین برود. با استفاده از رگرسیون های زنده ماندن به طور مداوم و گسسته، این مطالعات یافته های جونز و لیبیکی را تایید می کنند که ایدئولوژی مذهبی و اندازه گروه با مدت زمان گروه های تروریستی ارتباط مثبت دارد. اندازه بیشتر با کمک به گروه های تروریستی طول عمر را بهبود می بخشد حملات موفقیت آمیزتری را انجام دهید و از دست دادن رهبری را تحمل کنید. سازمانهای تروریستی حملات در مقیاس بزرگ را تنها در مواردی که به اندازه کافی رشد کنند انتخاب می کنند. یافته ها همچنین حاکی از آن است که احتمال شکست گروه هایی که بیشتر به حملات تروریستی فراملی اعتماد می کنند وجود دارد زیرا این گونه حملات هنگام عبور از مرزها گروه تروریستی را در معرض خطر بیشتری قرار می دهد. علاوه بر این، ممكن است كشورهای خارجی كه هدف قرار گرفته اند، انتقام تروریست ها را بگیرند یا به دولت های مقابله با این گروه تروریستی كمك ضد تروریسم ارائه دهند. سرانجام، مشخص شده است که روابط همکاری گروهی با سایر سازمان های تروریستی چشم انداز بقای این گروه را بهبود می بخشد، به ویژه در کشورهای قوی یا کمتر دموکراتیک. گروه های تروریستی به دلایل مختلف پایان می یابند. برخی از گروه ها از طریق مذاکرات سیاسی در جامعه ادغام می شوند، در حالی که گروه های دیگر با نیروی نظامی شکست می خورند. درک اینکه چه عواملی منجر به پایان دادن به گروهها به روشهای جایگزین می شود برای سیاست موثر ضد تروریسم مهم است. به باور آقایان گایبلو و ساندلر رویکرد ریسک پذیری برای تشخیص عوامل تعیین کننده سه نوع پایان را پیش بینی میکنند. اولاً، گروه های تروریستی با انگیزه مذهبی در مقایسه با گروه های ملی گرا / جدایی طلب، چپ و راست، کمتر به روند سیاسی می پیوندند یا پیروزمندانه به پایان می رسند. دوم، سازمان های تروریستی که به دنبال اهداف بزرگ هستند، به عنوان مثال امپراتوری، تغییر رژیم یا انقلاب اجتماعی و به دنبال تغییر سرزمین نیز کمتر ممکن است از طریق روند سیاسی یا پیروزی پایان یابد. چنین اهدافی فضای کمی برای مصالحه بین طرفین باقی می گذارد. سوم، داشتن چندین پایگاه عملیاتی احتمال پایان دادن به زور نظامی یا انشعاب را کاهش می دهد. از بین بردن چنین گروه هایی نیاز به اقدام جمعی توسط چندین کشور دارد که به ندرت اتفاق می افتد. علاوه بر این، چندین پایگاه خانگی امکان ایجاد دیدگاه های مختلف را فراهم می کند، که مانع از تکه تکه شدن و افزایش انعطاف پذیری می شود. برخی از گروه های تروریستی اسلامی، مانند داعش و القاعده، پایگاه های مختلفی دارند. وقتی آقایان گایبلو و ساندلر داده ها را برای گروه ها قبل و بعد از 1990 تقسیم می کنند، داده ها برای تجزیه و تحلیل ریسک رقابتی بسیار نازک میشوند. پناهگاه و سن گروه ها نیز مهم است. با کمال تعجب وقتی یک گروه تروریستی توسط یک حامی خارجی (مانند حمایت شدن طالبان در افغانستان از سوی پاکستان) به مناطق امن تبدیل می شود، احتمال شکست نظامی افزایش می یابد. این به این دلیل دنبال می شود که یک دولت میزبان باید بین حمایت خود از تروریست ها و خطر رویارویی نظامی با یک کشور هدف تعادل برقرار کند. گروه های تروریستی در مراحل ابتدایی در معرض خطر بالایی قرار دارند. با این حال احتمال انحلال داخلی به طور قابل توجهی کاهش می یابد، زمانی که یک گروه ده سال طول می کشد. سرکوب ممکن است با تضعیف همکاری های ضد تروریستی از جوامع محلی، گسترش حمایت های مردمی و استخدام های بالقوه و کاهش اثربخشی کلی دولت در مبارزه با تروریسم ، چشم انداز بقا گروه ها را در دمکراسی ها بهبود بخشد. با این وجود در کشورهای غیر دموکراتیک، سرکوب می تواند مدت زمان گروه ها را بدتر کند، زیرا دولت ها در تلاش برای مبارزه با تروریسم، اعمال کنترل بیشتر بر رسانه ها، محدودیت کمتری دارند و کمتر در مورد قانونی بودن اقدامات ضد تروریسم خود نگران هستند. سرکوب بر منفی شدن گروه ها در دموکراسی ها و تأثیر مثبت بر شکست گروه ها در کشورهای غیر دموکراتیک تأثیر منفی دارد. بعلاوه سرکوب دولت شانس پیروزی گروه های دموکراتیک را بهبود می بخشد و احتمال پیروزی در کشورهای غیر دموکراتیک را کاهش می دهد. چندین چالش تجربی نیاز به توجه برای مطالعه بیشتر مرگ گروه دارد. اول، کیفیت داده ها در مورد گروه های تروریستی نگران کننده است. ماهیت پنهانی تروریسم جمع آوری داده های قابل اعتماد در مورد گروه ها را دشوار می کند، بنابراین خطاهای اندازه گیری را افزایش می دهد و نگرانی های متغیرها را حذف می کند. اطلاعات مربوط به ویژگی های گروهها در طول زمان، که برای درک پویایی گروهها مهم هستند وجود ندارد. با این حال اطلاعات مربوط به اندازه گروه براساس تخمین اوج اندازه یک گروه است و با گذشت زمان متفاوت نیست. تغییر زمان اندازه گروه اجازه کنترل اثرات ثابت را نمی دهد. علاوه بر این تأثیر اندازه بر طول عمر ممکن است تأثیرات سایر متغیرهای خاص گروه را به خود اختصاص دهد. به عنوان مثال منابع مالی گروه که در دسترس محققان نیست. این نگرانی ها مسائل احتمالی درون زایی را ایجاد می کند. چنین داده هایی به محققان این امکان را می دهد تا ماهیت متغیر گروههای تروریستی را قبل و بعد از 11 سپتمبر در تقابل قرار دهند و بیشتر بر گروههای تروریستی اسلامی تمرکز کنند.

14/09/2022

تحول ماهیت تروریسم در جهان و افغانستان، پسا 11 سپتمبر
قسمت سوم
جانشین های گروه تروریستی
با توجه به ظهور برخی از گروه های تروریستی کنترل کننده سرزمین، علاقه تئوریک و تجربی در توضیح انتخاب آنها بین جنگ متعارف و تاکتیک های نامنظم - جنگ چریکی و تروریسم افزایش یافته است. اگر این انتخاب درون زا باشد، مدل های تجربی که جنگ های داخلی را به عنوان یک مستقل تلقی می کنند، متغیر هنگام توضیح عوامل تعیین کننده تروریسم به احتمال زیاد غلط مشخص شده است. یک تحرک دو مرحله ای از انتخاب را شامل می شود که یکی آن یک گروه شورشی و یک جمعیت بالقوه از طرفداران است، جایی که دولت منفعل است و گزینه های خارج از آن برونزا هستند. علاوه بر این، شورشیان باید بین درگیری متعارف و تاکتیک های نامنظم یکی را انتخاب کنند، آنها نمی توانند در هر زمان درگیر شوند. از جمله نتایج جالب دیگر، نشان می دهد که "استفاده از تاکتیک های نامنظم در جوامعی که فرصت های بی خشونت در سطح متوسطی است، به گونه ای است که بسیج کم است، اما افراط گرایان هنوز مایل به مبارزه هستند" و بیشترین استفاده را دارند. بنابراین استفاده از تروریسم و تاکتیک های چریکی ممکن است لزوماً با کاهش فرصت های غیر خشونت آمیز، برخلاف خرد متعارف، به صورت یکنواخت افزایش یابد. ما در مکان های مختلف دیگر شیوع غیرخطی های مرتبط با رفتار تروریستی را خواهیم دید. در تمرینی جایگزین اما تا حدودی مشابه، یک مدل نظری بازی ارائه می شود که در آن تروریست ها برای ایجاد واکنش خشونت آمیز از دولت، بین حملات چریکی و تروریسم یکی را انتخاب می کنند. مفهوم مدل این است که اگر دولت بتواند صدمات بیشتری نسبت به غیرنظامیان به اعضای گروه وارد کند، احتمالاً واکنش جدی خواهد بود. انتخاب نوع حمله گروه تروریستی به میزان تحریک کننده آن حمله بستگی دارد. به طور کلی پیش بینی می شود که حملات چریکی خسارات بیشتری به بار آورد، در نتیجه واکنش بیشتری از سوی دولت ایجاد می کند. هنگام رویارویی با دولت های ضعیف، گروه های تروریستی تمایل بیشتری به انتخاب تاکتیک های چریکی دارند زیرا ترس از واکنش قاطع دولت همراه بیشتر است. در طی سال های 1950 تا 2004، تقریباً همه گروه های تروریستی اروپای غربی، به استثنای ارتش جمهوری خواه ایرلند قلمرو را کنترل نمی کردند. علاوه بر این حملات به سمت اهداف منفعل نظامی و پلیس نمونه هایی از جنگ های داخلی یا جنگ های چریکی به معنای بحث شده در ادبیات نظری نیستند. از آنجا که بیشتر مجموعه داده های رویداد تروریستی حملات علیه رزمندگان را حذف می کند، اطلاعات کمی وجود دارد که می تواند انتخاب درون زا بین تروریسم و جنگ های داخلی را آزمایش کند. همچنین همانطور که قبلاً گفته شد، بیشتر گروه های تروریستی قلمرو را کنترل نمی کنند و یا درگیر جنگهای داخلی نمی شوند. انتخاب تروریستی دیگر شامل تخصیص منابع بین فعالیت های قانونی (به عنوان مثال، کاندید شدن در انتخابات یا شرکت در اعتراضات) و حملات تروریستی است. در ادبیات این انتخاب با مدل های نظری استندرد انتخاب مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه این تغییرات قیمت مهندسی شده دولت در اعتراضات و تروریسم ممکن است برای کالاهای عادی مبهم باشد زیرا اثرات جایگزینی و درآمد در برابر یکدیگر قرار می گیرند. تاکنون این انتخاب به صورت تجربی مورد مطالعه قرار نگرفته است، در درجه اول به این دلیل که هیچ مجموعه داده ای وجود ندارد که فعالیت های قانونی گروههای تروریستی را ردیابی کند. داده های آقایان جونز و لیبیکی در سال 2008 نشان می دهد که کدام گروه های تروریستی تروریسم را کنار گذاشتند و به روند سیاسی پیوستند. اما این یک انتخاب همه یا هیچ است. انتخاب گروه های تروریستی بین فعالیت های مشروع و غیرقانونی مطمئناً قابل مطالعه است و برخی از برازش اساسی بسیاری از تحقیقات تجربی در مورد رفتار گروه های تروریستی را محدود می کند. انتخاب مورد مطالعه بیشتر گروههای تروریستی شامل ترکیب مبارزات آنها در میان روشهای جایگزین حملات در واکنش به اقدامات ضد تروریسم است. این انتخاب را از نظر مدل مشخصه ای از مصرف بررسی می كنند كه در آن حالت های تروریستی حمله كه همان مشخصات را فراهم می كنند (به عنوان مثال باج) جایگزین می شوند. وقتی حالت های حمله باید برای تولید کالای اساسی یا مشخصه ای ترکیب شوند (به عنوان مثال جو اضطراب عمومی)، این حالت ها مکمل هستند. مطالعه آنها هشدار می دهد که به انتخاب سیاست ها به صورت جداگانه نپردازید، زیرا یک مانع ممکن است بر سایر حالت های حمله تأثیر بگذارد که در ابتدا تحت تأثیر قرار نگرفته اند. گروههای تروریستی به احتمال زیاد در بخش های که از نظر سیاسی ناپایدار هستند یا در نزدیکی مکانهای حملات (برنامه ریزی شده) قرار دارند مستقر می شوند. کشورهای شکست خورده و ضعیف مجموعه نیروهای احتمالی استخدام را افزایش می دهد، فضای مطلوبی برای فعالیت آزادانه گروه ها ایجاد می کند و پاسخ های دولت داخلی و خارجی را محدود می کند. فاصله محل برگزاری بر هزینه مربوط به تأمین دارایی های تروریست ها از محل استقرار گروه ها تأثیر می گذارد. در یک مطالعه تجربی، انتخاب موقعیت گروههای تروریستی با استفاده از یک مدل منطقی شرطی با مجموعه ای غنی از کنترل ها و برخی توجه به نگرانی های درون زایی، بررسی می شود. این مطالعه نشان میدهد که گروههای تروریستی تمایل بیشتری برای استقرار در کشورهایی داشتند که گروههای تروریستی فعلی دارای ایدئولوژی مشابه با شرکت کنندگان بودند. این امر به ویژه در مورد گروه های تروریستی چپ بیشتر صدق می کرد. ظاهراً تعداد بیشتری از گروه ها از طریق همکاری، بهره وری و تدبیر خود را بهبود می بخشند. خوشه بندی گروهی همچنین دولت مقیم را مجبور به کاهش دارایی های ضد تروریسم می کند، که این امر بهره وری گروه ها را تقویت می کند.

Want your school to be the top-listed School/college in Kabul?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Category

Address


Kabul