Research & Developement Think Tank
The Launch of the first national circle of LeanIn for Afganistan launched by AWORLD organization today,
21/02/2016
اهمیت مشارکت و نقش زنان در زندگی سیاسی
سلطان محمود محمودی
سه شنبه ۱۹ حمل ۱۳۹۳
http://8am.af/1393/01/19/import-role-woman-in-diplomacy-live/
مشارکت سیاسی شهروندان در جوامع دموکراتیک امروزی برای توسعه سیاسی قابل اهمیت خوانده شده و از آن بهعنوان یکی از پیشنیازهای توسعه سیاسی یاد شده است. مردم که سازندگان اصلی حیات سیاسی و اجتماعی هستند، با مشارکت سیاسیشان در تصمیمگیریهای سیاسی و اداره جامعه سهیم شده و به مثابه تصمیمگیران واقعی سرنوشت سیاسیشان را رقم میزنند. مشارکت سیاسی در واقع مشروعیت حاکمیت را تضمین کرده و هر قدر میزان مشارکت سیاسی شهروندان در جامعه بیشتر باشد، حاکمیت در جامعه بینالمللی از اعتبار، شخصیت و موقعیت بیشتری برخوردار خواهد بود.
با مشارکت سیاسی، قدرت سیاسی بهشکل مسالمیتآمیز آن و بدون هر نوع کشمکش دستبهدست شده و مشارکت سیاسی مردم در تصمیمگیریها در عرصههای گوناگون به آنان این آگاهی را خواهد داد که از تواناییهایشان استفاده بهینه کنند. لوسین پای، بهعنوان نخستین پژوهشگر برجسته در زمینه مفهوم «توسعه» معتقد است که توسعه سیاسی به مشارکت تودهها و اقدام عمومی در فعالیتهای سیاسی مربوط است و مردم را به شهروند فعال تبدیل میکند. مفهوم مشارکت سیاسی از جمله مباحث اندیشه سیاسی بوده که در طی قرنها از فرازونشیبهایی برخوردار بوده است و امروز عنصر اساسی توسعه سیاسی بهشمار میرود.
این روشن است که شهروندان در مشارکت سیاسی باید از آزادیهایهایی برخوردار باشند تا فرصت فکر و عمل از آنها سلب شود. از سویی دولتها نیز برای مشارکت سیاسی، باید امکان رقابت را برای همگان مهیا سازند و در این زمینه، وجود برابری بین انسانها و گروهها نیز قابل اهمیت است.اما از گذشته تا حال در بیشتر جوامع زمینه مشارکت سیاسی برای تمامی شهروندان بهشکل برابر آن مساعد نبوده است. از آنجایی که امروزه گروههای مختلف اجتماعی با داشتن فرهنگها و نژادهای گوناگون در سرزمین واحدی زیست دارند و کمتر کشور تک قومی در جهان دیده میشود، شهروندان با در نظرداشت ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی گوناگون با محرومیتهای اجتماعی مواجه میشوند. محرومیتهای اجتماعی سبب شده است گروههای اجتماعی که در اقلیت قرار دارند یا اینکه از ویژگی نژادی خاصی برخوردار هستند، از مشارکت در مسیر اصلی جامعه بازمانند و یکی از ابعاد محرومیت اجتماعی، محروم شدن گروههای اجتماعی در بعد سیاسی است که آزادی مشارکت سیاسی شهروندان در آن سلب میشود.
از آنجایی که زنان بخشی عمدهای از پیکره اجتماع را میسازند، نقش اساسی در تعیین سرنوشت سیاسی در یک کشور دارند. زنان که از گذشته تا حال همواره با محرومیتهای گوناگونی روبهرو بودهاند، میزان مشارکتشان در زندگی سیاسی به نسبت واکنش و مقاومت جامعهای مردسالار نیز کمرنگ بوده است.
زنان تا قرن ۱۹ میلادی از حق رای محروم بودند و استدلال میشد که شرکت زنان در زندگی عمومی و سیاسی موجب تضعیف رابطه آنها با زندگی خانوادگی میشود. بنا آنان نمیتوانستند بهعنوان شهروندان فعال در تعیین سرنوشت سیاسی سهم بگیرند.
در اروپا پس از انقلاب فرانسه، جنبشهایی برای بهدست آوردن حقوق زنان شکل گرفت و به مبارزات خود در برابر محرومیتهای زنان ادامه دادند. المپ دوگوژ، نویسنده فرانسوی در ۱۷۸۹ در اعلامیه حقوق زن و شهروند اعلام داشت: «همچنان که زنان حق دارند که بالا ی چوبه دار بروند، به همینسان نیز حق دارند که بالای سکوی خطابه بروند.»
در نیمه دوم قرن نوزدهم، تقاضا برای برابری زنان در زندگی اجتماعی و سیاسی بهصورت بارزی مطرح شد. در انگلستان جنبش سیاسی زنان برای کسب حقوق سیاسی در سال ۱۸۶۵ آغاز شد. در ایالا ت متحده امریکا کنگره زنان در سال ۱۸۵۰ برای دفاع از حق رای زنان تشکیل گردید. در سال ۱۸۶۹ جان استوارت میل، فیلسوف سیاسی معروف انگلیسی کتابی تحت عنوان اسارت زنان نوشت که مورد اقبال عمومی قرار گرفت و خود نخستین لایحه برای اعطای حق رای به زنان را به پارلمان انگلیس تقدیم کرد. در همین سالها انجمنهای سیاسی زنان در بسیاری از کشورهای اروپایی تشکیل شد. از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۸ زنان در بیشتر کشورهای اروپایی به حق رای دست یافتند تا عنوان شهروندان فعال در سرنوشت سیاسی مانند مردان نقش برابر داشته باشند اما تا هنوز سهم واقعی زنان در قدرت سیاسی نسبت به مردان در بیشتر کشورهای جهان کمرنگتر است.
در افغانستان نیز پس از دوره طالبان، زنان بهشکل گستردهای در صحنههای مختلف اجتماعی سهیم شدند و از آنجمله میزان مشارکت سیاسی زنان تا حدی بیشتر شد. با آنکه وضعیت زنان افغان در یک دهه گذشته تغییر قابل ملاحظهای یافته است، اما موج این تغییر از شهرهای افغانستان چندان بیرون نرفته است. در بیشتر نقاط افغانستان نسبت حاکمیت فرهنگهای سنتی و مردسالاری و بیسوادی زنان، آنان نمیتوانند بهعنوان شهروندان فعال در فعالیتهای مختلف اجتماعی سهیم شوند.
با این حال آماری که از سوی کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان به نشر رسیده است، نشان میدهد که حدود ۳۵ درصد از کسانیکه برای رای دادن در انتخابات سال ۱۳۹۳ ثبتنام کردهاند، زنان هستند. گفته میشود بخش قابل توجهی از واجدان شرایط رایدهی در افغانستان را زنان تشکیل میدهند. در حال حاضر حضور زنان در کابینه حکومت بهعنوان وزیر و در پارلمان افغانستان بهعنوان وکیل و همچنان سهم داشتن آنان در ارایه خدمات عامه دولت از جمله مواردی است که بیانگر افزایش مشارکت سیاسی زنان است.
اما پرسش اینجاست که زنان افغان تا چی حدی برای به کارگیری رایشان از استقلال برخوردارند. براساس پژوهشهای جهانی مشارکت زنان در زندگی سیاسی مشارکتی مستقل نیست بلکه تابع علایق مردانهای است که همهجا در زندگی سیاسی حاکم است. به عبارت دیگر سیاست «مشغلهای مردانه» تلقی میشود.پیروی زنان از شوهران و مردان خانوادهشان در رفتار سیاسی استقلال رای را از ایشان سلب نموده و سبب میشود زنان به دستور مردان خانوادهشان به نامزد مورد حمایت آنها رای بدهند نه به شخص مورد نظر خودشان.
اهمیت مشارکت و نقش زنان در زندگی سیاسی دیروز قرار بود نتایج انتخابات شوراهای ولایتی اعلام شود، اما نشد. متاسفانه اطلاعرسانی جدی در مورد چگونگی شمارش آرای انتخابات شوراهای ولایتی صورت نگرفته است. شوراهای ولایتی تحتالشعاع انتخابات ریاستجمهوری قرار گرفته و این امر شاید برای برخی، فرصت سوءاستفاده را فراهم کرده...
Click here to claim your Sponsored Listing.
Contact the school
Website
Address
Kabul