دلاور ابراهیمی Delawar Ebrahimi

دلاور ابراهیمی Delawar Ebrahimi

Share

31/08/2021

افکار پارانوویا یا پارانویید چیست؟
#رُخ‌داد_۱: مرد چهل ساله به نام ج. م. که دارای پنج فرزند (سه دختر و دو پسر) است، با همراهی دو پسرش به مطب (معاینه خانه) مراجعه کرد. ج. م. نسبت به خودش به این باور است که او اصلاً مریض نبوده و کاملاً سالم است، اما بنا بر اصرار و پافشاری فرزندانش به داکتر مراجعه نموده است. وقتی پرسیده شد که چی مشکلی داری؟، پسر بزرگ وی شروع به بیان شرح حال پدرش کرد، و گفت:
"پدرم از چهار سال به اینسو کاملاً بدگمان و شکاک شده است، و نسبت به اعضای خانواده، از جمله مادرم، کاملاً گمان بد پیدا نموده و همواره او را متهم میکند که گویا با مردان بیگانه در ارتباط اند؛ با اینکه ما همه میدانیم که مادرم اصلاً چنین کسی نیست. مشکلات وی از مدتی به اینسو کاملاً جدی شده، و حتی وقتی به حمام میرود، مادرم را درون یک خانه زندانی نموده، دروازه را قفل نموده و کلید را با خود می‌برد. نسبت به خواهرانم نیز چنین افکاری دارد و اجازه نمی‌دهد که مادر و خواهرانم پا از دروازه بیرون نهند".

در حالیکه عرق ناشی از اضطراب و خجالت وی را امان نمی داد، به صحبت هایش ادامه داد:
"پدرم دو ماه قبل مادر و خواهر کوچکم، که فقط هشت سال عمر دارد، را با خود به هندوستان برد تا معاینه DNA انجام دهد و مطمین شود که او فرزند خودش است و مادرم با مرد دیگری ارتباط نداشته است"!
"هر قدر برایش اصرار میکنیم که از چنین گمان‌هایی بپرهیزد متاسفانه سودمند نیست. وقتی برایش توصیه می‌کنیم که به داکتر مراجعه کند، با قاطعیت جواب می‌دهد که من مریض نیستم و چرا باید به داکتر مراجعه کنم. راستش، از وقتی پدرم چنین مشکلی پیدا نموده، هیچ یک از اعضای خانواده روز خوش ندیده‌ایم، و دایم نگران و پریشانیم. مادرم روز و شب را با گریه سپری می‌کند و همواره مرگ خودش را آرزو می‌کند".

_______________________

افکار پارانویید چیست؟
پارانویید به افکار غلط و بی‌اساسی گفته میشود که خود فرد بیمار اکثراً به غلط بودن آن واقف نبوده، ولی سایر افراد خانواده و دوستان وی میدانند که چنین باورها غلط، بی‌جا و غیرواقعی اند. افکار پارانویید خیلی سفت و محکم است و با استدلال منطقی قابل تغییر نیست. افکار پارانویید نه تنها امور روزمره فرد بیمار را لطمه میزند، بلکه زندگی سایر اعضای خانواده و دوستان وی را نیز به چالش می‌کشد. فردی که افکار پارانویید دارد ممکن دست به خودکُشی زده و یا برنامه قتل کس/ کسانِ دیگری را بریزد. اگر افکار پارانویید تداوی نشود، ممکن سال‌ها ادامه یافته و با گذشت زمان وخیم‌تر شود.
افکار پارانویید نوعی از هذیان شمرده میشود (هذیان انواع گوناگون داشته که پارانویید یکی از آنهاست). هذیان یا delusion عبارت از باورهای محکم، ولی غلط، اند که سایر افراد به غلط بودن آن واقف اند، ولی خود فرد اکثراً به غلط بودن افکار مذکور واقف نبوده، با استدلال تغییر ننموده، جزء عقاید فرهنگی و مذهبی نبوده، و امور زندگی فرد را مختل می‌کند. هذیان انواع گوناگون داشته که افکار پارانویید یکی از آن‌هاست. سایر انواع هذیان عبارت اند از:
هذیان خودبزرگ‌بینی یا بزرگ‌منشی (delusion of grandeur): فرد باور و عقیده دارد که دارای استعداد خارق‌العاده بوده، واجب‌الاحترام است، از سایر افراد برتری داشته و باید دیگران تحت امر وی باشد و آنچه که حکم می‌کند کسی حق چون و چرا ندارد. این نوع هذیان نزد بیماران مانیا (دو قطبی) بیشتر دیده می‌شود.
هذیان آسیب و گزند (persecutory delusion): فرد به این باور است که کس/ کسانی دنبال قتل، آزار و اذیت وی است و یا برعلیه او توطیه‌چینی میکنند. به همین دلیل، افرادی که از اینگونه هذیان رنج می برند دایم در حالت دفاعی قرار داشته و از سایر افراد متنفر و/یا گریزان اند، و ممکن است به منظور مصئونیت خودش به دیگران حمله نموده و ضرر برساند. هذیان آسیب و گزند را میتوان از زیرمجموعه‌های پارانویید برشمرد.
هذیان عشقی یا خودمعشوق‌پنداری (erotomania): فرد باور دارد که کسی از کلاس بالاتری (مثلاً دختر یا پسر پادشاه، ورزشکار یا هنرمندِ مشهوری) عاشق وی شده است.
هذیان عجیب و غریب (bizarre delusion): به باورهایی گفته میشود که از نظر عقلی و منطقی ناممکن باشد.

اگه با فردی با چنین افکاری روبرو می‌شوید، بهتر است با متخصص امراض روانی (روان‌پزشک) مشورت نمایید. خودکُشی و دیگرکُشی از خطرهای احتمالی نزد این بیماران به شمار رفته و باید اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه در نظر باشد. روان‌درمانی کاربرد چندانی ندارد.

21/07/2020

؟

راجع به اینکه چرا #فراموشی صورت میگیرد، #چهار نظریه وجود دارد؛

۱. نظریه محو یا نابودی (decay theory): طبق این نظریه، همان قسمتی از اطلاعات که طی زمان طولانی مورد استفاده قرار نگیرد با گذشت زمان محو و نابود میشود. درین نظریه دلیل محو یا نابودی اطلاعات، گذر «زمان» قبول گردیده است، یعنی فقط گذر زمان میتواند اطلاعات را محو و نابود سازد. لازم به یادآوری است که گذر زمان میتواند عامل نابودی اطلاعات در مرحله ۱ (ثبت حسی) و مرحله ۲ (حافظه کوتاه‌مدت) به حساب آید، اما در مورد حافظه درازمدت (مرحله ۳)، گذر زمان به تنهایی نمی‌تواند باعث نابودی یا محو اطلاعات ازین مرحله گردد (White, 2002). دلیل فراموشی در مرحله ۳ بیشتر تداخل اطلاعات مشابه است که مانع «به یاد آوردن» میشود.

۲. نظریه تداخل اطلاعات (Interference theory): برخلاف نظریه قبلی که گذر زمان را به تنهایی عامل فراموشی میداند، نظریه تداخل اطلاعات بیان میدارد که دلیل اینکه ما نمی‌توانیم اطلاعات را بصورت دقیق به یاد بیاوریم، مداخله یا تداخل اطلاعات مشابه به آن است (Wickens, Born & Allen, 1963). هرگاه شما در مضمون تاریخ سال تولد، سال رسیدن به قدرت و سال وفات چند تن از پادشاهان را حفظ نموده باشید، پس از گذشت چند روز ممکن است سال تولد یکی را بجای سال وفات دیگری روی پارچه امتحان بنویسید. به نمونه دیگر توجه کنید؛ دو نفر از دوستان شما بنام‌های احمد و حمید در خوابگاه دانشگاه بسر میبرند. شما دو روز قبل با احمد تماس گرفته و شماره اتاق وی را می‌پرسید؛ وی میگوید: ۳۴۲۸. روز بعد به حمید تماس گرفته و وی شماره اتاق اش را ۲۳۴۶ میگوید. امروز که میخواهید به خوابگاه دانشگاه رفته و به اتاق هر یک از آنها سری بزنید، در یاد آوردن شماره¬های اتاق مردد میشود و ممکن مخلوطی از ارقام مذکور در ذهن شما چالش ایجاد کند؛ به #شکل دقت نمایید.

هرچند نظریه تداخل اطلاعات به بسیاری از پرسش‌ها در مورد فراموشی پاسخ میدهد، ولی با آنهم یگانه دلیل فراموشی نبوده و دلایل دیگری نیز درین زمینه وجود دارد مانند نظریه تحریف اطلاعات.

۳. نظریه تحریف یا نوسازی اطلاعات (Reconstruction theory): طبق این نظریه، اطلاعاتی را که در حافظه درازمدت ذخیره نموده‌ایم ممکن پس از مدتی آنرا بشکل اولی نه، بلکه بشکل تغییر یافته (تحریف شده یا نوسازی شده) دوباره بخاطر بیاوریم (Schachter, 1999). به اساس این نظریه، اطلاعات ذخیره شده در حافظه درازمدت از چندین عامل دیگر تأثیر پذیرفته و با گذشت زمان ممکن کاملاً دگرگون شود. تجارب و اطلاعات قبلی، باورها و توقعات فردی میتوانند اطلاعات را دچار تحریف و تغییر نمایند. نخست به شرح یک واقعه می‌پردازیم؛

خانمی در منزلش مورد تجاوز جنسی قرار گرفت. بعداً او در مورد مشخصات فرد متجاوز معلومات مشرحی را تهیه و در اختیار نیروهای بازرسی قرار داد. پولیس بر اساس توضیحاتی که از خانم مذکور دریافت نموده بود، فردی بنام دونالد تامسون (Donald Thompson) را بازداشت نمود. وقتی قضیه را با دقت بررسی نمودند، دریافتند که در همان دقایقی که تجاوز صورت گرفته، دونالد تامسون در حین اجرای یک برنامه "زنده" تلویزیونی بوده، و جالب اینکه، یکی از بیننده¬های برنامه آقای تامسون همین خانمی بوده که حالا وی را به تجاوز جنسی متهم نموده است. وقتی موضوع را از نظر عملی- روانشناسی بررسی نمودند، به این نتیجه رسیدند که حافظه خانم مذکور دستخوش تحریف شده؛ و از آنجایکه او در حین تماشای برنامه زنده آقای تامسون بوده و ناگهان مورد حمله متجاوز قرار گرفته، تصویر آقای تامسون بجای تصویر فرد متجاوز در حافظه وی ثبت گردیده و منجر به اتهام آقای تامسون گردیده است. نکته جالب دیگر اینکه، آقای دونالد تامسون یک روان‌شناس مشهوری بوده که در برنامه زنده تلویزیونی خویش همان لحظه در مورد حافظه صحبت می‌نموده است (تامسون، 1988).

در مورد تحریف حافظه پژوهش‌های زیادی صورت گرفته که مشابه به یکی از آنها را ما درینجا بیان میکنیم؛

حال از شما میخواهیم تا این متن را خوانده و سپس به سوالات در مورد آن پاسخ دهید:

«فردی بنام ن. تعدادی از مدارک و اسناد محرمانه یک دفتر استخباراتی را دزدیده بود. پس ازینکه مأموران استخباراتی متوجه شدند به دنبال وی شتافتند تا اینکه خانه وی را محاصره نمودند. آقای ن. به امید اینکه مأموران نتوانند جرم وی را ثبوت نماید، تمام اسناد و مدارک مذکور را به تنور انداخت»

بدون اینکه دوباره به متن قبلی مراجعه کنید پاسخ دهید که آیا این جمله در متن مذکور موجود بود و یا خیر؟: «آقای ن. به امید اینکه مأموران نتوانند جرم وی را ثبوت نماید، تمام اسناد و مدارک مذکور را آتش زد»

ممکن پاسخ بسیاری از مخاطبین «بلی» باشد، حالانکه جملۀ مذکور در متن وجود نداشته است، و اصلاً از «آتش» نام گرفته نشده است، و تنور ممکن است کاملاً سرد بوده باشد؛ ولی از آنجایکه چنین توقعی از معنی داستان داشتیم، بناءً حافظۀ ما بجای تنور، آتش را در خود ثبت نموده است.

نمونۀ دیگر؛ این واژه‌ها را فقط یکبار مطالعه نموده ولی از تکرار آن خودداری نمایید و سپس به سوالات مرتبط به آن پاسخ دهید:

«مربا – سیب – انار – آب میوه – انگور – عصاره‌گیر – پیاله – استراحت – تلویزیون»

حال بدون اینکه دوباره به واژه‌ها رجوع کنید، پاسخ دهید که کدام یک ازین واژه‌ها در میان واژه‌های قبلی حضور نداشته است: «میوه – انار – سیب – آب میوه – انگور – شیرین – پیاله – استراحت – تلویزیون»

حال واژه‌های که تصور میکنید در میان واژه‌های قبلی حضور نداشتند را یادداشت نمایید؛ و سپس برای اطمینان، دوباره به واژه‌های قبلی نظری بیندازید. از آنجایکه بسیاری از واژه‌های مذکور میوه و یا مرتبط به آن بود، بناءً ممکن است حافظۀ ما واژه «شیرین»، که وصف عمده تمام میوه‌هاست، را به اشتباه در خود جای دهد، در حالیکه واژه مذکور در میان واژه‌های اولیه حضور نداشت. اصطلاح حافظه کاذب (false memory) زمانی استفاده میشود که چیزی اصلاً اتفاق نیفتیده باشد، حالانکه حافظه آنرا به عنوان واقعیت عینی در خود ذخیره نموده باشد. یکی از مصداق‌های حافظه کاذب همین واژه «شیرین» است که در میان واژه¬های اولیه اصلاً حضور نداشته، ولی حافظه آنرا به عنوان «جان کلام» در خود جای داده است.

آنچه را تذکر دادیم به اساس شباهت با تحقیق Roediger & McDermott بود که در سال 2000 میلادی انجام شد. آنها درین تحقیق دریافتند که پنجاه درسد از اشتراک کنندگان دچار حافظه کاذب گردیده اند!

۴. نظریه انگیزشی (motivated forgetting): واپس‌رانی (repression) نمونه‌یی ازین نوع فراموشی میباشد. به اساس نظریه زیگموند فروید، واپس‌رانی از سازوکارهای دفاعی بوده که بصورت ناخودآگاه انجام می‌پذیرد و ما از آن آگاهی نداریم. برای توضیح خوبتر موضوع، خواستم آنرا به کمک مثالی شرح دهم. مثلاً، کودکی در سن هفت سالگی مورد آزار و اذیت جنسی قرار میگیرد؛ سپس خاطرات تلخ آن تا زمانیکه در ذهن خودآگاه کودک حضور دارد باعث رنجش و عذاب وی میگردد؛ و از آنجایکه خاطرات مذکور برای مغز خودآگاه ناخوشایند و آزار دهنده است، بناءً در یک روند خودبخودی خاطرات مذکور از ضمیر خودآگاه (هشیار) بسوی ضمیر ناخودآگاه (ناهشیار) واپس رانده میشود، بدون اینکه خود شخص از آن آگاه باشد. به اساس این نظریه، با آنکه خاطرات تلخ و ناخوشایند در ضمیر ناخودآگاه رانده شده است که شخص از آن آگاهی ندارد، اما این بدان معنا نیست که محتویات ضمیر ناخودآگاه روی رفتار و روان شخص بی تأثیر است. واپس‌رانی یک روند طبیعی بوده که بصورت ناخودآگاه انجام می پذیرد، و درین روند تعدادی از خاطرات یا اطلاعات را به نحوی فراموش میکنیم.

لازم به یادآوری است که واپس‌رانی از سرکوب (suppression) متفاوت است. سرکوب یک روند عمدی است که شخص بصورت قصدی و انتخابی توجه خود را از خاطرات یا اطلاعات آزار دهنده به خاطرات مورد پسند یا حداقل خنثی تغییر میدهد؛ مثلاً فردی که در مقابل والدینش مرتکب خطایی گردیده، هر وقتی به یاد آن می افتد، بصورت عمدی توجه اش را به مطلب دیگری که حداقل آزار دهنده نباشد، سوق میدارد.


.

Want your practice to be the top-listed Clinic in Kabul?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Category

Telephone

Website

Address


Kabul