Equipo Tour
equipo در زبان اسپانیایی به معنای همسفر می باشد. گروه " اکیپ تور " با هدف برگزاری تورهای مهیج اکیپی، ایجاد گردیده است و امیدوار هستیم با تشکیل یک اکیپ خوش سفر، تمامی اماکن زیبای کشور عزیزمان را بگردیم و خاطرات خوشی را رقم بزنیم
به اکیپ بپیوندید
21/01/2014
تور پیست خور
تاریخهای اجرای برنامه
جمعه 11 بهمن 1392
محل آغاز حرکت
متروی تهرانپارس - میدان آزادی
مدت برنامه
یک روزه
شرح خدمات و امکانات
بیمه
بیمه حوادث گروهی
حمل و نقل
میدل باس توریستی
پذیرایی
- صبحانه
شرایط و ملزومات
لوازم مورد نیاز
کفش مناسب ، لباس مناسب زمستان٬ کارت شناسایی، غذای قابل حمل (نهار)، دستکش، جوراب اضافه.
هزینه تور
37.000 تومان
شرایط و مهلت ثبت نام
لطفا جهت ثبت نام با تلفن 09193999142 تماس حاصل نمایید
05/11/2013
سفرنامه تور جنگل الیمستان
سلام بر دوستای گلم و همسفرای عزیزم
امروز میخوام سرانجام با چند روز دیرکرد سفرنامه آخرین تورمونو واستون بزارم
جاتون خالی جمعه دهم آبان برنامه جنگل الیمستانمون هماهنگ شد و با بروبچه های گل اکیپ رفتیم جنگل الیمستان که از مناظر زیبای پاییزی جنگل و بهتره بگم مراسم بی تشریفات برگریزان درختان لذت ببریم
ساعت 7 با حاضر شدن همه بچه ها سفر پرخاطرمون شروع شد
اولش هنوز یخ بچه ها اونجور که باید باز نشده بود، واسه همین اول صبحونه هاشونو دادیم که یخورده انرژی اول صبحشون تامین بشه، آخه کار داشتیم باهاشون ;)
بعد ازینکه صبحونشونو زدن بر بدن، با یکی 2 تا آهنگ شاد و حرکات ریز درجا بچه ها گرم شدن و یواش یواش یخشون آب شد که هیچ، کم مونده بود به دمای جوش برسن
چشتون روز بد نبینه، همه بچه ها که نه ولی بچه های پایه ی جمع ریختن وسط و آرههههههههههه
خلاصه تا سر جاده فرعی که از جاده هراز به سمت جنگل میرفت بچه ها ترکوندن ( البته چندجا آقای راننده ترمزمونو کشید )، ولی وارد جاده پر پیچ و خم و سر بالایی به سمت جنگل که شدیم کلا ضبطو خاموش کردیم که تمرکز راننده بهم نخوره
حدودا ساعت 10:15 رسیدیم جنگل و از میدل باس پیاده شدیم و پیاده روی داخل جنگلو شروع کردیم
با ورود به جنگل، همه بچه ها محو زیبایی های جنگل و دفتر نقاشی زیبا و رنگارنگ خدا شدن، واقعا حیرت انگیز بود
مناظر زیبای زرد و نارنجی جنگل، ریزش برگ درختا روی سرمون و منظره قشنگ قله دماوند که از دشتی که وسط جنگل بود، آدمو یاد نقاشیای باب راس مینداخت
البته نقاشی خدا کجا و نقاشی باب راس کجا
سرانجام بعد از کلی اینور اونور یه جای مناسب برای نشستن پیدا کردیمو زیراندازا رو انداختیمو به قول خودمون لش کردیم
بچه های عملی جمع، بدون هیچ معطلی بساط قلیونو برپا کردنو دوستان علاقه مند به عکسم به عکاسی مشغول شدن
بعد از چند سر قلیون چاقیدن و خوردن تنقلات و ... ، وقت نهار شد. دخترای جمع با رونمایی از دستپخت خوبشون و عرضه سالاد الویه هایی که درست کرده بودن، پسرا رو به امر مقدس ازدواج و رهایی از خوردن الویه ی آماده نامی نو و بقیه مارکای موجود در بازار، ترغیب کردن ;)
بخش کثیف ولی لذتبخش برنامه، دستشویی صحرایی پسرانه بود که بصورت اکیپی انجام شد ( از شرکت کنندگان در این مراسم نهایت تشکر را دارم ) D:
ولی باحال ترین بخش برنامه، بخش سرگرمی مبتکرانه ای بود که تلفیقی از بطری بازی و پانتومیم بود :) و نحوه اجراشم به این صورت بود که سر بطری به هر کس میفتاد باید موضوع مشخص شده توسط شورای تعیین موضوع رو بصورت پانتومیم، به بقیه میفهموند
یه بازی فوق العاده جالب و پر از اتفاقای جالب و گهگاهی کثیف ;) که بچه ها برای اجراش به شلنگ قلیونم رحم نکردن :))))
پس از پایان بازی و با وقت شناسی لیدر عزیزمون، آقا احسان گل، ساعت 3 وسایلمونو جمع کردیمو به سمت ماشین حرکت کردیم
( اینجا جا داره از احسان عزیز، خانومش و دختر گلش، صدف خانوم گل یاد کنیم که یه روز فوق العاده رو کنارشون گذروندیم )
ساعت 4 با جمع شدن بچه ها، میدل باس بسمت تهران حرکت کرد. چندجا توی راه بدلیل مشکل فنی میدل، مجبور به توقف شدیم ولی خدارو شکر مشکل جدی ای نبود
تو مسیر برگشت هم بچه های پر انرژی اکیپ همش وسط بودن
یه توقف دلچسب دیگه هم تو امامزاده هاشم داشتیم. تو اون هوای سرد معروف امامزاده، یه کاسه داغ آش و یه لیوان چای دبش، واقعا خستگیمونو در کرد که بتونیم تا خود تهران بزنیم و برقصیم
حدود ساعت 8:30 بود که این سفر خاطره انگیزمون تموم شد و از دوستای دوست داشتنیمونو ، با کلی خاطره دل نشین، جدا شدیم
از همه بچه هایی که بودن و این روز خوبو کنارشون رقم زدیم ممنونم
از اونایی که میخواستن بیان ولی بخاطر پر شدن ظرفیت، نتونستیم کنارشون باشیمم از صمیم قلب معذرت میخوام
اونایی که نیومدنم جاشون تو دلامون داقعا خالی بود
لهتونم
میلاد
25/05/2013
روز جمعه 92/2/27 ، قرارمون ساعت 6 ترمینال خاوران بود که بخاطر تاخیر یکی از بچه ها و البته اتوبوس 6:30 از ترمینال به سمت متروی تهرانپارس حرکت کردیم. اونجا هم بچه های خوش قول ما نیم ساعت تاخیر داشتن و ساعت 7:30 بالاخره سفرمون بسمت فیروزکوه و دریاچه شورمست شروع شد. یه حضور غیاب ریز داشتیم و بچه ها با شعر " ماشالله ماشالله بهش بگین صد باریکلا بهش بگین " علی که دیگه انقد خوند که صدای همه درومده بود ( خون آورد D: ) تشویق شدن . بعدش آهنگا روند شاد شدن گرفت و توی راه بچه ها تا تونستن از خجالت آرمان های امام راحل درومدن ;) . جالب اینجا بود که مث ... از پلیس راه می ترسیدیم و تا راننده میگفت بشینین پلیس، عده ای از بچه ها بدلیل پر بودن صندلیا با کوله پشتیا، روی پای همدیگه هم که شده میشستن.
خلاصه با هزار نذر و نیاز و صلوات و بی بی سه شنبه و ختم انعام رسیدیم به دریاچه. بچه ها یه دستی به آب رسوندن ( حالا حتما باید قسمت کثافت کاری برنامه رم بگم؟ ) و عکاسیاشونم کردن و رفتیم تو جنگل. متاسفانه چون سطح صاف درست حسابی پیدا نکردیم تو یک سطح با شیب 90 درجه بصورت موازی با زمین نشستیم ( مهم اینه که نشستیم دیگه )
بچه های گشنه ما بلافاصله بعد از نشستن و قبل ازینکه ماتحتشونو بذارن زمین غذاشونو دراوردن و شروع کردن به خوردن ( منم که مث همیشه نهارو آویزون بچه ها بودم ;) )
نهارو که زدیم ( ببخشید، خوردیم ) بچه های عملیمون پیپ و قلیونشونو چاقیدن و بچه های هنرمندمونم به نواختن ساز و خوندن آواز و عکاسی از مناظر دلباز پرداختن.
شکار مار بدبخت آبی یکی از هنرنماییای بچه ها بود ( البته بعد ازینکه یا عکس یادگاری باهاش انداختیم ولش کردیم ) ( راستی بعدا عکسشو میذارم حال کنین )
خلاصه طبق برنامه ساعت 4 بسمت دریاچه حرکت کردیمو دوباره چنتا عکس یادگاری انداختیم و بسمت تهران حرکت کردیم
تو مسیر برگشتم بچه های باحال و انرژیکمون تا خود تهران با حرکات موزون و نا موزون جمعو گرم کردن
حدودا ساعت 9:30 - 9 بود که رسیدیم تهران و با کلی خاطره قشنگ و با یه روبوسی گرم ( آقایون با آقایون و خانوما با خانوما ) از همدیگه جدا شدیم.
فرداش من ساعت 4 صبح بیدار شدم و تا شب .... .... .... ( خیلی بی تربیتی بود ;) ) ولی خاطره اون روز خوب خستگیو از تنم در کرد
از همه دوستای گلم که این روز خوب رو کنارشون رقم زدیم ممنونم
به امید تور بعدی و یه روز خوب دیگه
پایان
تیکه پاره تونم
میلاد
29/04/2013
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Contact the business
Telephone
Website
Address
Kerman Street
Tehran